باز هم قصه بگو
تا به آرامش دل
سر به دامان تو بگذارم و در خواب روم.
گل به گل ، سنگ به سنگ این دشت
یادگاران تو اند...
رفته ای اینک و هر سبزه و سنگ
در تمام در و دشت، سوگواران تو اند.
در دلم آرزوی آمدنت می میرد
رفته ای اینک ، اما آیا
باز برمی گردی ؟
چه تمنای محالی دارم
خنده ام می گیرد
+
نوشته شده در چهارشنبه 14 فروردین1387ساعت 22:17 توسط صمد
|

