تبليغاتX
کلبه درویشی ما



 

منحنی قامتم، قامت ابروی توست
خط مجانب بر آن، سلسله گیسوی اوست

حد رسیدن به او، مبهم و بی انتهاست

بازه تعریف دل، در حرم کوی دوست

چون به عدد یک تویی من همه صفرها

آن چه که معنی دهد قامت دلجوی توست


پرتوی خورشید شد مشتق از آن روی تو

گرمی جان بخش او جزئی از آن خوی توست

بی تو وجودم بود یک سری واگرا

ناحیه همگراش دایره روی توست

(
پروفسور هشترودی)


 

+ نوشته شده در شنبه 23 آبان1388ساعت 9:27 توسط صمد |



آيينه پرسيد که چرا دير کرده است نکند دل ديگري او را سير کرده است
 
 خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است
 
 گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است
 
خنديد به سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است. گفتم از عشق من چنين سخن مگوي
 
 گفت خوابي سال‌ها دير کرده است در آيينه به خود نگاه مي‌کنم ـ آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است راست گفت آيينه که منتظر نباش براي او ..............
+ نوشته شده در یکشنبه 3 آبان1388ساعت 11:13 توسط صمد |