تبليغاتX
کلبه درویشی ما



كجايي؟؟
روزی به قصد دانستن جای تو

از همه پرسيدم:

كجاست؟

زمين گفت: من هم منتظرم،

هر چه مي گردم نمي يابم.

آسمان گفت:چشمان من چنان بر زمين دوخته است،

تا اگر آمد چكه چكه بسرايمش.

دريا گفت: هر روز به چشمان آسمان خيره ام،

تا اگر آمد موج موج خبر آمدنش فرياد كنم.

درخت گفت: قد مي كشم

تا اگر آمد،

برگ برگ راه آمدنش مهيا سازم.

و من به خود گفتم:

كجاست؟ همه منتظرند،

پس من هم مي نويسم تا اگر آمد،

واژه واژه
همه احساس حيات را برايش افشا كنم
+ نوشته شده در یکشنبه 12 آبان1387ساعت 21:27 توسط صمد |