تبليغاتX
کلبه درویشی ما



كجايي؟؟
روزی به قصد دانستن جای تو

از همه پرسيدم:

كجاست؟

زمين گفت: من هم منتظرم،

هر چه مي گردم نمي يابم.

آسمان گفت:چشمان من چنان بر زمين دوخته است،

تا اگر آمد چكه چكه بسرايمش.

دريا گفت: هر روز به چشمان آسمان خيره ام،

تا اگر آمد موج موج خبر آمدنش فرياد كنم.

درخت گفت: قد مي كشم

تا اگر آمد،

برگ برگ راه آمدنش مهيا سازم.

و من به خود گفتم:

كجاست؟ همه منتظرند،

پس من هم مي نويسم تا اگر آمد،

واژه واژه
همه احساس حيات را برايش افشا كنم
+ نوشته شده در شنبه 29 مهر1385ساعت 11:19 توسط صمد |



خداوندا !!
به چه کار آید این چشم ،
اگر به سوی آن عزیز غائب از نظر گشوده نشود و
به چه کار آید این دل ،
اگر قربانی ظهور نگردد...

پروردگارا !!
روزی خوردن ، از دست تو با حلاوت است و
نشستن بر خوان تو با عزت .
( ما را محتاج غیر خود مکن ... )
رحمانا !!
وقتی همه چیز از آن توست و
همه چیز به دست تو ،
داشتن چه معنایی دارد بی تو و
بی خواست تو ؟!
(خودت را دارایی ما قرار بده ...)

رحیما !!
هیچ سختی نیست که با حضور تو آسان نشود و
هیچ مشکلی نیست که با یاد تو سامان نگیرد.
( خودت را از ما مگیر ...)
مهیمنا !!
غم و تنهایی و غریبی ،
رزق مدام عزیزان توست .
(ما را عزیز بدار ...)
عزیزا !!
اگر نگاه عطف تو با ماست ،
چه باک اگر تمام خلایق ،
روی از ما برگردانند و
اگر نیست ،
چه سود اگر همه خلایق
به ما رو کنند ...

+ نوشته شده در شنبه 29 مهر1385ساعت 10:53 توسط صمد |



از اميرالمومنين (ع) پرسيدند چرا بعضي از دعاها استجابت نمي شود؟حضرت فرمودند به اين دليل که وقتي دعا مي کنيد از دل نيست،امکان ندارد بنده اياز دلش از خدا چيزي بخواهد و خدا خاسته اش را اجابت نکند

+ نوشته شده در جمعه 28 مهر1385ساعت 23:5 توسط صمد |




 

 در نگاه کسانی که پرواز را نمیفهمند

هرچه قدر بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد

 


+ نوشته شده در چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 14:33 توسط صمد |



نمی دانم از فراق تو بنالم يا از غريبی خودم؟

نمی دانم تورا بخوانم که بر گردی ياخودم رادعاکنم که بيايم؟

از اين بسوزم که نيستی يا از آن بنالم که چرا هستم؟

هيچ می گويی اسيری داشتی حالش چه شد، خسته ی من نيمه جانی داشت احوالش چه شد.

دلم تنگ است، نميدانم ز تنهايي پناه آرم كدامين سوی .

پريشان حالم و بي تاب مي گريم و قلبم بي امان محتاج مهر توست .

نميدانی چه غمگين رهسپار لحظه های بی قرارم من به دنبال تو همچون كودكی هستم ومعصومانه می جويم پناه شانه هايت را كه شايد اندكی آرام گيرد دل.

دلم تنگ است وتنهايي به لب می آورد جانم بيا تا با تو گويم از هياهوی غريب دل كه بی پروا تلنگر ميزند بر من و می گويد به من نزديك نزديكی به دنبال تو ميگردم ، به سويت پيش می آيم ، چه شيرين است پر از احساس يك خوشبختی نابم ...

 

+ نوشته شده در دوشنبه 24 مهر1385ساعت 22:24 توسط صمد |



اگر آنان که از درگاه من روی برتافتند،می دانستند که چقدر مشتاق آن ها هستم،هر آینه از شوق جان می سپردن
+ نوشته شده در دوشنبه 24 مهر1385ساعت 17:8 توسط صمد |



علی   شیر خدا . گر سایه الوهی خود را از فراز بام هستی بردارد ظلمات مطلق دل
 آدمیان را به لرزه در می آورد 
آنگونه که ازبرای آمدنش دیوارکعبه تاب مقاومت ازکف دادتامولای مطلق عالمیان در 
شریفترین جایگاه زمین پای بر هستی گذاشته و جهانیان را به قدوم ملکوتی اش مفتخر
 سازدهمو که با آمدنش دل عشاق سوته دل را لبریز از شور و شعف نمود تا زمین وزمان 
زیر پایشان رقص سماع نماید
تا چه رسد رهروان طریقتش که مست باده ی الست مولایشان هستند و ذکر
< هو یا علی مدد >
بهانه ی حیاتشان میباشد و جز او و راهش طریقی را در خور پیمودن نمیبینند و هر چه
هست نیست از او میدانند و به گفته ی حضرت مولانا:
 
تا هست علی باشد و تا بود علی بود
آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن
آیینه ی صبوح را ترجمه ی شبانه کن
ای پدر نشاط ما بر رگ جان ما برو
جام فلک نمای شو وز دو جهان کرانه کن
ای خردم شکار تو تیر زدن شعار تو
شست دلم بدست کن جان مرا نشانه کن
خیز کلاه کژ بنه وز همه دامها بجه
بر رخ روح بوسه ده زلف نشاط شانه کن
چون که خیال خوب او خانه گرفت در دلت
چون تو خیال گشته ای در دل وعقل خانه کن
شش جهت است این وطن قبله درو یکی مجو
بی وطنی است قبله گه در عدم آشیانه کن
کهنه گر است این زمان عمر ابد مجو در آن
مرتع عمر خلد را خارج این زمانه کن
+ نوشته شده در دوشنبه 24 مهر1385ساعت 11:15 توسط صمد |



خبر امد خبری در راه است

سر خوش ان دل که از ان اگاه هست

شاید این جمعه بیایید شاید

پرده از چهره گشاید شاید

دست افشان پای کوبان میروم

بر در سلطان خوبان میروم

میروم بار دگر مستم کند

بی سر و بی پا و بی دستم کند

میروم از خویشتن بیرون شوم

در پی لیلا رخی مجنون شوم

 

ببوسم خاک پاک جمکران را

تجلی خانه پیغمبران را

 

یا مهدی (( ادرکنی))

+ نوشته شده در یکشنبه 23 مهر1385ساعت 0:12 توسط صمد |



علی ((ع)):

فزت برب الکعبه

به خدای کعبه که رستگار شدم

+ نوشته شده در شنبه 22 مهر1385ساعت 23:58 توسط صمد |



چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد

واژه ها را بايد شست

واژه بايد خود باد ‚ واژه بايد خود باران باشد

چترها را بايد بست

زير باران بايد رفت

فكر را خاطره را زير باران بايد برد

با همه مردم شهر زير باران بايد رفت

دوست را زير باران بايد برد

عشق را زير باران بايد جست

 

+ نوشته شده در شنبه 22 مهر1385ساعت 23:43 توسط صمد |



 گربه هاي ايراني

این مطلب توسط دوست عزیزم فریبز در سایت سنترال کلوب ترجمه و گرد اوری شده است

http://www.centralclubs.com/viewtopic.php?p=50421#50421

 

هنوز ۵ دقيقه از زمانی که برای اولين بار قدم به داخل کابين جديدترين هواپيمای شکاری اف ـ ۱۴ که به پرچم زيبای کشور عزيزم مزين گشته بود گزاشتم نگذشته بود که که ناگهان ش ا ه همراه با فرمانده وقت نيروی هوائی ش اه ن ش اه ی وارد پايگاه شدند و ش ا ه شخصأ از من پرسيد : سروان نظر شما راجع به جديدترين هواپيمای شکاری ما چيست ؟ من شروع کردم به توضيح دادن و به ش ا ه گفتم : هيچ هواپيمای بهتری را جهت حفاظت از مرزهای هوائی ايران نميتوانم تصور کنم . ش ا ه در جواب همراه با لبخندی گفت : در جهان هيچ هواپيمای شکاری بهتری هم وجود ندارد و دقيقأ به همين علت ما اين هواپيما را خريداری کرديم .اما من بايد مسئوليت سنگينی را که بر دوش شما و همکارانتان گذاشته شده را يادآوری کنم .سعی کنيد اين پرنده را بطور کامل شناسائی و نحوه استفاده از امکانات بينظير آنرا به سرعت فراگيريد .توانائی هواپيماهای اف ـ ۱۴ با همه مزيتهای آن بستگی کامل به مهارت خلبانان آن دارد .

f 14 tomcat

(( این مطلب مخصوص بید)) (( بقیه در ادامه مطلب))


>>> ادامه مطلب <<<
+ نوشته شده در پنجشنبه 20 مهر1385ساعت 11:5 توسط صمد |



ای پادشه خوبان داد از غم تنهاییدایم گل این بستان شاداب نمی​مانددیشب گله زلفش با باد همی​کردمصد باد صبا این جا با سلسله می​رقصندمشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کردیا رب به که شاید گفت این نکته که در عالمساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیستای درد توام درمان در بستر ناکامیدر دایره قسمت ما نقطه تسلیمیمفکر خود و رای خود در عالم رندی نیستزین دایره مینا خونین جگرم می دهحافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآییدریاب ضعیفان را در وقت تواناییگفتا غلطی بگذر زین فکرت سوداییاین است حریف ای دل تا باد نپیماییکز دست بخواهد شد پایاب شکیباییرخساره به کس ننمود آن شاهد هرجاییشمشاد خرامان کن تا باغ بیاراییو ای یاد توام مونس در گوشه تنهاییلطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرماییکفر است در این مذهب خودبینی و خودراییتا حل کنم این مشکل در ساغر میناییشادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی
+ نوشته شده در یکشنبه 16 مهر1385ساعت 14:2 توسط صمد |



یکی از قوی ترین و شایعرین ویروس/تروجان هایی که اخیرآ در حال گسترش بین کاربران استفاده کننده از یاهو مسنجر می باشد ویروس "Exploit.JS.ADODB.Stream.e" است.

در صورتیکه کامپیوتر شما نیز به این ویروس آلوده شده باشد بدون آنکه متوجه شوید به لیست دوستانتان پیغامهایی مبنی بر بازدید از سایت nsl-school.org ارسال می شود. بدین ترتیب در صورت کلیک بر روی این لینکها دوستان شما نیز آلوده خواهند شد
.

هنوز مشخص نیست سازنده این ویروس چه کسی است و این احتمال داده می شود که ویروس مذکور به سرقت اطلاعات و رمز های شخصی افراد می پردازد. در صورتیکه شما و یا یکی از دوستانتان به این ویروس آلوده شده شده اید روش زیر مناسبترین گزینه برای از بین بردن آن است
:

پیام و لینک هایی که این ویروس ارسال می کند چیست ؟
!

در متن تمامی این پیغام ها لینکی به سایت Nsl-school.org داده شده است که در صورت کلیک کردن بر روی آن کامپیوتر شما آلوده می شود
.

در صورتیکه به ویروس آلوده شوید چه مشکلاتی پیش خواهد آمد ؟
!

1-
در ابتدا ویروس صفحه شخصی اینترنت اکسپلورر (Default IE Page) را به سایت nsl-school.org تغییر می دهد. در این صورت به هیچ طریق امکان عوض کردن آن وجود نخواهد داشت. بعد از هر باز باز کردن یک صفحه وب جدید، ویروس مجددآ خود را در سیستم شما کپی می کند
.

2-
گزینه های Task Manager و Reg Edit در کامپیوتر غیر فعال می شوند تا شخص نتواند از این طریق فعالیت ویروس را مشاهده و یا از بین ببرد
.

3-
فایل هایی با نامهای svhost.exe , svhost32.exe , internat.exe در کامپیوتر ایجاد می شوند. (برای اطمینان پوشه های windows و temp را بررسی کنید
.)

4-
ویروس بدون آنکه متوجه شوید پیغام هایی را به لیست دوستان شما (Yahoo Messenger ID List) ارسال می کند
.

چگونه ویروس را از کامپیوتر خود پاک کنیم ؟
!

1-
مرورگر اینترنت اکسپلورر را ببندید. از یاهو مسنجر خارج شوید. اتصال اینترنت را قطع کنید
.

2-
جهت فعال کردن Reg Edit دکمه های Start > Run را کلیک کنید و در کادر مربوطه عیناً عبارت زیر را وارد کنید. و در نهایت کلید Enetr را کلیک کنید
.

REG add HKCU\Software\Microsoft\Windows\CurrentVersion\Policies\System /v DisableRegistryTools /t REG_DWORD /d 0 /f

3-
جهت فعال کردن Task Manager دکمه های Start > Run را کلیک کنید و در کادر مربوطه عیناً عبارت زیر را وارد کنید. و در نهایت کلید Enetr را کلیک کنید
.

REG add HKCU\Software\Microsoft\Windows\CurrentVersion\Policies\System /v DisableTaskMgr /t REG_DWORD /d 0 /f

4-
اکنون نیاز به آن داریم که صفحه نخست مرورگر خود را به حالت قبل برگردانیم. دکمه های Start > Run را کلیک کنید و در کادر مربوطه عبارت Regedit را وارد کنید. و در نهایت کلید Enetr را کلیک کنید. میسر های زیر را با دقت پیدا نموده و در آنها وارد شوید اکنون تمام لینک هایی را که به سایت ویروس یعنی (nsl-school.org) وجود دارند تغییر داده و بجای آنها سایت مورد نظر خود مثلاً گوگل (google.com) را وارد کنید
.

HKEY_CURRENT_USER\SOFTWARE\Microsoft\Internet Explorer\Main

HKEY_ LOCAL_MACHINE\SOFTWARE\Microsoft\Internet Explorer\Main

HKEY_USERS\Default\Software\Microsoft\Internet Explorer\Main

5-
اکنون نیاز به آن داریم که فعالیت ویروس را متوقف کنیم. دکمه های Ctrl + Alt + Del را فشار دهید. در لیست برنامه های فعال تمامی فایل های svhost32.exe را یافته و آنها را End Task نمایید
.

6-
از طریق جستجو و یا وارد شدن به پوشه های Windows و temp فایل های svhost32.exe و svhost.exe را یافته و حذف نمایید
.

7-
مجددآ به قسمت Start menu > Run > Regedit باز گردید. از طریق جستجو به دنبال عبارت svhost بگردید و تمام موارد یافت شده را حذف نمایید
.

8-
کامپیوتر خود را ریست نمایید. امیدواریم دیگر خبری از این ویروس نباشد
.

البته از قديم گفتن پيشگيري بهتر از درمان هست

يه انتي ويروس يا يه اينترنت سكسرتي خوب نصب كنين تا آلوده نشين

پيشنهاد من اينترنت سكرتي نرتون هست

يا انتي ويروس كسپر

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 13 مهر1385ساعت 21:17 توسط صمد |



به تو اي دوست سلام

 دل صافت نفس سرد مرا آتش زد، کام تو نوش و دلت، گلگون باد، بهل از خويش بگويم که مرا بشناسي: روزگاريست که هم صحبت من تنهائي است، يار ديرينه ي من درد و غم رسوائي است، عقل و هوشم همه مدهوش وجودي نيکوست، ولي افسوس که روحم به تنم زنداني است، چه کنم با غم خويش؟ که گهي بغض دلم مي ترکد، دل تنگم ز عطش مي سوزد، شانه اي مي خواهم که بگذارم سر خود بر رويش و کنم گريه که شايد کمي آرام شوم، ولي افسوس که نسيت. کاش مي شد که من از عشق حذر مي کردم يا که اين زندگي سوخته سر مي کردم، اي که قلبم بشکستي و دلم بربودي! ز چه رو اين دل بشکسته به غم آلودي؟ من غافل که به تو هيچ جفا ننمودم، بکن آگه که کدامين ره کج پيمودم؟ اي فلک ننگ به تو خنجرت از پشت زدي، به کدامين گنه آخر تو به من مشت زدي؟ کاش مي شد که زمين جسم مرا مي بلعيد، کاش اين دهر دورو بخت مرا برمي چيد، آه اي دوست! که ديگر رمقي در من نيست، تو بگو داغ تر ار آتش غم ديگر چيست؟ من که خاکسترم اکنون و نماندم آتش. ديگر اي باد صبا دست ز بختم بردار خبر از يار نيار دل من خاک شد و دوش به بادش دادم مگر اين غم ز سرم دور شود ولي افسوس نشد، ولي افسوس نشد...

+ نوشته شده در پنجشنبه 6 مهر1385ساعت 23:7 توسط صمد |



در حوالي بساط شيطان
 
ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ فريب مي‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هياهو مي‌كردند و هول مي‌زدند و بيشتر مي‌خواستند
 
توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خيانت،‌ جاه‌طلبي و ... هر كس چيزي مي‌خريد و در ازايش چيزي مي‌داد. بعضي‌ها تكه‌اي از قلبشان را مي‌دادند و بعضي‌ پاره‌اي از روحشان را. بعضي‌ها ايمانشان را مي‌دادند و بعضي آزادگيشان را.
شيطان مي‌خنديد و دهانش بوي گند جهنم مي‌داد. حالم را به هم مي‌زد. دلم مي‌خواست همه نفرتم را توي صورتش تف كنم.
انگار ذهنم را خواند. موذيانه خنديد و گفت: من كاري با كسي ندارم،‌فقط گوشه‌اي بساطم را پهن كرده‌ام و آرام نجوا مي‌كنم. نه قيل و قال مي‌كنم و نه كسي را مجبور مي‌كنم چيزي از من بخرد. مي‌بيني! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند.
جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديك‌تر آورد و گفت‌: البته تو با اينها فرق مي‌كني.تو زيركي و مومن. زيركي و ايمان، آدم را نجات مي‌دهد. اينها ساده‌اند و گرسنه. به جاي هر چيزي فريب مي‌خورند.
از شيطان بدم مي‌آمد. حرف‌هايش اما شيرين بود. گذاشتم كه حرف بزند و او هي گفت و گفت و گفت.
ساعت‌ها كنار بساطش نشستم تا اين كه چشمم به جعبه‌اي عبادت افتاد كه لا به لاي چيز‌هاي ديگر بود. دور از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم.
با خودم گفتم: بگذار يك بار هم شده كسي، چيزي از شيطان بدزدد. بگذار يك بار هم او فريب بخورد.
 
 خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توي آن اما جز غرور چيزي نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت. فريب خورده بودم، فريب. دستم را روي قلبم گذاشتم،‌نبود! فهميدم كه آن را كنار بساط شيطان جا گذاشته‌ام.
تمام راه را دويدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم. مي‌خواستم يقه نامردش را بگيرم. عبادت دروغي‌اش را توي سرش بكوبم و قلبم را پس بگيرم. به ميدان رسيدم، شيطان اما نبود.
آن وقت نشستم و هاي هاي گريه كردم. اشك‌هايم كه تمام شد،‌بلند شدم. بلند شدم تا بي‌دلي‌ام را با خود ببرم كه صدايي شنيدم، صداي قلبم را.
و همان‌جا بي‌اختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به شكرانه قلبي كه پيدا شده بود
.
پناه میبریم بر خدا از شر شیطان رانده شده
 
+ نوشته شده در پنجشنبه 6 مهر1385ساعت 11:23 توسط صمد |