پسرک از مادرش پرسید چرا گریه میکنی؟
مادرش به او گفت : زيرا من يك زن هستم .پسر بچه گفت: من نمي فهمم
مادرش او را در آغوش گرفت و گفت : تو هيچگاه نخواهي فهميد
بعدها پسر كوچك از پدرش پرسيد : چرا مادر بي دليل گريه مي كند
پدرش تنها توانست به او بگويد : تمام زن ها براي هيچ چيز گريه مي كنند
پسر كوچك بزرگ شد و به يك مرد تبديل گشت ولي هنوز نمي دانست چرا زن ها بي دليل گريه مي كنند
بالاخره سوالش را براي خداوند مطرح كرد و مطمئن بود كه خدا جواب را مي داند .او از خدا پرسيد : خدايا چرا زن ها به آساني گريه مي كنند؟
خدا گفت .....................
بقیه اش رو تو ادامه مطلب بخونین
نخونین نامردین![]()
>>> ادامه مطلب <<<
در پيشگاه تو ايستاده ام و دست هايم را به سوي تو گشوده ام.
مي دانم كه در بندگي ات اهمال كرده ام و در طاعتت كوتاهي. اگر راه حياء مي پيمودم، بايستي از خواستن و دعا نمودن دست مي كشيدم. اما آنگاه كه شنيدم گناه كاران را به درگاهت فرا خوانده اي و به امتثال ندايت آمدم و به عواطف تو، اي مهربان ترين مهربانان.
الهي! به تو روي مي آورم با توسل به پيامبر (ص) برگزيده ات كه اجابت و شفاعت را به او بخشيدي و بر اهل طاعت، برتريش دادي و به وصي برگزيده اش كه نزد تو تقسيم كننده بهشت و دوزخ است؛ و به فاطمه (س) سيده زنان، و فرزندانش كه پيشوايان و جانشينان اويند و به تمامي فرشتگاني كه به وسيله اينان به تو روي مي آورند و آنان را شفيع خود قرار مي دهند كه اين خاندان خاصان درگاه تواند.
پس برايشان درود فرست و مرا از خاصان و دوستانت قرار ده و از اضطراب ملاقاتت در امان دار.
الهي! تويي تكيه گاه من در سختي ها و اميدم در مشكلات و زاد و توشه ام در همه امور.
پروردگارا! تو دهندة هر نعمتي، صاحب هر حاجت و منتهاي هر اميدي. فراوان ترين سپاس ها براي توست و برترين منت ها از آن تو. به نعمت تو كارهاي نيك كامل مي گردد.
اي كه به كارهاي نيك معروفي و موصوفي! مرا از كارهاي نيكت بهره مند ساز. تا از غير تو بي نياز گردم. به رحمتت اي مهربانترين مهربانان
کنون رزم virus و رستم شنو
دگرها شنيدستي اين هم شنو
که اسفنديارش يکي disk داد
بگفتا به رستم که اي نيکزاد
در اين disk باشد يکي file ناب که بگرفتم از سايت افراسياب
( بقيه اش رو تو ادامه مطلب بخونين) ![]()
>>> ادامه مطلب <<<
پدرش به او يك كيسه پر از ميخ و يك چكش داد و گفت هر وقت عصباني شدي، يك ميخ به ديوار روبرو بكوب
روز اول پسرك مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد. در روزها و هفته ها ي بعد كه پسرك توانست خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود، ...................
(بقیه تو ادامه مطلب) نظر ندین نامردین
>>> ادامه مطلب <<<
آيا شيطان وجود دارد؟
آيا شيطان وجود دارد؟ آيا خدا شيطان را خلق کرد؟
استاد دانشگاه با اين سوال ها شاگردانش را به چالش ذهني کشاند
آيا خدا هر چيزي که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردي با قاطعيت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
(بقیه اش رو تو ادامه مطلب حتما بخونین خیلی خیلی خیلی جالبه)
>>> ادامه مطلب <<<
افسوس...
آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي
ميکنيم و بعد...
براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم
نوعي زندگي کنيد که مردم از صميم قلب به شما احترام بگذارند نه از روي احتياج وترس
من از قصه زندگی ام نمی ترسم
من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته
تغذیه کردن می ترسم
ای بهار زندگی ام اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست
اکنون که باهایم توان راه رفتن ندارد برگرد
باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را باز هم
آغوش گرمت را به سویم بگشا
شیرین من، زیبای من تو با من میآیی تا نبرد کنیم
چهره به چهره زیرا بوسههای تو در قلب من میزیند چون
بیرقهای سرخ
و اگر سرنگون شوم نه تنها زمین بلکه عشق سترگی که تو
برایم آوردی مرا خواهد پوشاند
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیائید
مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهائی من...................
مولا علي (ع): بگذاريد و بگذريد. ببينيد و دل مبنديد. چشم بيندازيد و دل مبازيد. که
دير يا زود بايد گذاشت و گذشت


